تغییر – چگونه در زندگی تغییر ایجاد کنیم؟

تغییر

تغییر پایدار

یکی از کسانی که اخیراً با او در ارتباط بودم و البته هنوز هم هستم، گاهی برای مسائل زندگی‌اش از من راهنمایی طلب می‌کند. برای بهبود کسب و کار، حرکت در مسیر رسیدن به اهداف و … . اکثر اوقات، پاسخی که از من می‌شنود، یک کلمه است: تغییر

تغییر لازمه هر حرکتی است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، همواره در حال تغییر و تحول هستیم. بسیاری اوقات این تغییر ناآگاهانه صورت می‌گیرد و مواقعی هم آگاهانه دست به ایجاد تغییرات می‌زنیم.

به عنوان مثال، گذر زمان، خودش یک نوع از تغییر است، تغییری که اصل انجام آن در دست ما نیست، ولی کیفیت آن را می‌توانیم تنظیم کنیم.

یا وقتی درس می‌خوانیم، تغییری در بایگانی اطلاعات ما ایجاد می‌شود، مطالب جدیدی را می‌آموزیم.

همینطور وقتی با کسی ارتباط برقرار می‌کنیم، چه آن فرد را بشناسیم و از قبل با او مرتبط بوده باشیم، چه ارتباط جدیدی را ایجاد کنیم، باز هم تغییری در بایگانی افراد آشنا و اطلاعات مربوط به آنها ایجاد می‌شود

حتی جسممان هم بی‌آنکه بخواهیم یا حساسیتی نسبت به آن داشته باشیم، در حال تغییر و تحول است. پیرتر می‌شویم، سلول‌ها میمیرند و سلول‌های جدید جایگزین آن می‌شوند و …

به طور کلی همیشه ما در حال تغییر هستیم. هر تجربه‌ای که کسب می‌کنیم، هر لحظه‌ای که می‌گذرانیم، ما را دستخوش تغییراتی خواهد کرد، هر چند نامحسوس

پیشرفت و ترقی ما در گرو چه نوع تغییری است؟

اگر بخواهیم همواره در مسیر رشد و ترقی‌ باشیم، ناگزیر هستیم که از تغییرات مثبت استقبال کنیم.

این تغییرات می‌توانند کسب مهارت‌های جدید، تغییر در سبک زندگی، ارتباطات شخصی و کاری، روش انجام امور و … باشد.

در هر صورت، اگر می‌خواهید نتیجه‌ای بگیرید که تا کنون به آن دست نیافته‌اید، باید اقداماتی را انجام دهید که تا کنون انجام نداده‌اید.

کسانی که رشد سریع‌تری دارند و چشم‌ها را مجذوب خود می‌کنند، افرادی هستند که میزان تغییرات آگاهانه و خودخواسته آنها به شدت بالاست.

ناخدایی که سکّان کشتی‌اش را در دست محکم گرفته است، به ساحلی می‌رسد که خودش می‌خواهد، و الا اگر سکان را در دست نگیرد، به مقصد مطلوبی هم نخواهد رسید.

می‌دانیم ولی نمی‌توانیم

وقتی در مشاوره‌ها افراد را ترغیب می‌کنم که نگاهی به زندگی‌شان بیاندازند و ببینند چه تغییراتی باید به وجود آورند، اغلب پس از اندک زمانی با این پاسخ مواجه می‌شوم که:

می‌دانم باید تغییر کنم، چندین بار هم دست به اقدام زده‌ام، ولی نمی‌توانم و آخرش خسته شده‌ام و بی‌خیال!

متأسفانه پاسخی است که برای بیشتر افراد واقعیت دارد. به راستی چرا نمی‌توانیم تغییرات دلخواه خودمان را در زندگی ایجاد کنیم؟

در برابر تغییرات مقاومت می‌کنیم

ما در برابر تغییرات مقاومت می‌کنیم. چه این تغییرات در زندگی شخصی‌مان باشد مثل تغییر در ساعت بیدار شدن از خواب، چه در کسب و کارمان باشد، مثل جابجا شدن جایگاه شغلی، و یا تغییر شغل.

تمایل دارید مقاله‌ای مفصل در مورد تغییر در جایگاه شغلی مطالعه کنید؟

علت آن هم این است که اینرسی درونی ما تمایلی به تغییر وضعیت کنونی ما ندارد. مثل یک تخته سنگ بزرگ که می‌خواهید آن را جابجا کنید و موقعیت مکانی‌اش را تغییر دهید. بسیار سخت است و آن چنان به زمین چسبیده که شاید حرکت دادن آن ناممکن به نظر بیاید.

علت مقاومت در برابر تغییر

وقتی علل مقاومت در برابر تغییرات را کنکاش می‌کنیم، به دو عامل کلی می‌رسیم:

فیزیولوژیک

عامل فیزیولوژیک، آن عامل مقاومت توسط جسم ما است. به هر حال ما در کالبدی به نام بدن زندگی می‌کنیم، این بدن ما اعضا و جوارحی دارد و پادشاه این اعضا، مغز است.

مغز عضوی است که تصمیمات و واکنش‌های ما را ترتیب می‌دهد. حالا این مغز می‌خواهد تصمیم بگیرد که آیا لحظه‌ای که ساعت زنگ می‌زند، بدن را بیدار و سرحال کند و به خواب پایان دهد، اینکه زنگ را قطع کند و قبل از هوشیاری کامل، به خواب ادامه دهد.

در این زمینه که چرا مغز ما تمایل کمی به اعمال تغییرات دارد، در کتاب «حسش نیست» مطالب مفصل‌تری را مطرح کرده‌ام، و الان به این بسنده می‌کنم که:

ایجاد هر تغییری مستلزم صرف انرژی‌ای است که فراتر از میزان معمول است، مثل همان تخته سنگی که در بالا مثالش را زدم. اگر آن تخته سنگ را بخواهیم تکان دهیم باید نیرویی را اعمال کنیم که از اینرسی (تمایل به سکون) آن بیشتر باشد، مغز ما هم همینطور است. برای کاری که تا الان انجام نداده، باید انرژی و توجه بیشتری صرف کند و این مخالف حفظ وضعیت کنونی است. لذا در برابر انجام تغییرات مقاومت می‌کند، مگر اینکه اراده‌ای را بالاتر از صرفه‌جویی انرژی درک کند.

روانی

تمایل ما به حفظ وضعیت کنونی، تا حدی به این برمی‌گردد که وضعیت کنونی را مطلوب‌تر از انتخاب‌های دیگر و قرار گرفتن در وضعیت‌های دیگر می‌دانیم. بسیاری اوقات با خودمان فکر می‌کنیم من اگر شغل کنونی را نداشتم، شاید اصلاً کاری نداشتم! یا اینکه شغل بدتری داشتم، پس همین وضعیت کنونی‌ام خیلی هم خوب است!

این گفتگو‌ها و تمایلات درونی، اعتماد به نفس وابسته به موقعیت را ایجاد می‌کند. و وقتی این موقعیت بخواهد تغییر کند، دیوار اعتماد به نفس وابسته به آن هم متزلزل خواهد شد.

نه تنها اعتماد به نفس، بلکه نیروهای روانی دیگری هم خود را متزلزل خواهند یافت. لذا می‌بینید وقتی به فکر تغییر می‌افتید، گفتگوهای درونی کار خود را در مخالفت با این تصمیم شما آغاز خواهند کرد.

علاوه بر این، به طور محسوسی از بدتر شدن شرایط می‌ترسیم و اراده‌امان بر اثر این ترس، کاهش پیدا می‌کند.

تمایل دارید مقاله‌ای در مورد کمال‌گرایی مطالعه کنید؟

تغییر

چطور موانع را رفع کنیم؟

برای اینکه دو مانع روانی و فیزیولوژیک را رفع کنیم، باید فعالیت‌هایی از همان جنس انجام دهیم.

برای رفع مانع روانی، باید دیگرانی را رصد کنیم که اعتماد به نفس کاذبشان را پاک کرده‌اند و بر نیروهای مقاوم روانی پیروز شده‌اند. اینها همان افرادی هستند که موفقیت‌های چشم‌گیری دارند.

اطلاع از شرح حال آنها و تصور خودمان در موقعیت‌هایی که آنها داشته‌اند، و القاء تصمیمات آنها به خودمان، می‌تواند عامل روانی را کم رنگ کند. به همین دلیل دیدن کلیپ‌های انگیزشی را توصیه می‌کنیم.

مانع فیزیولوژیک را هم به واسطه ایجاد جلب اعتماد مغز از طریق بهینه کردن فعالیت‌ها و کم کردن ریسک‌های بی‌مورد، کنار خواهیم زد.

باید یاد بگیریم چگونه می‌توانیم فعالیت‌هایمان را توسعه دهیم، ولی در عین حال اشتباهات کمتری را مرتکب شویم. تجربه‌های جدیدی داشته باشیم، در عین حال انرژی و توان کمتری برای کسب این تجربه‌ها بکار بگیریم. لازم نیست چرخ را از اول اختراع کنیم.

راهکارهای اجرایی

قبل از اینکه تمایل به تغییر توسط مغز و روان شما بایکوت شود، سریع دست به اقدام بزنید. اقدام سریع، خودش یک تغییر است، ولی ناگهانی و عوامل کنسل کننده را در برابر کار انجام شده قرار خواهد داد. اگر کسی از شما درخواست کرد که کاری را انجام دهید، درنگ نکنید، قبول کنید و آن را شروع کنید. کارهای کوچک را بلافاصله شروع کنید.

اگر انجام کاری به ذهنتان رسیده است، همین لحظه آن را شروع کنید. لااقل از ده گام آن کار، یکی دوتایش را همین الان اقدام کنید.

تمایل دارید مقاله‌ای مفصل در مورد سرعت عمل مطالعه کنید؟

راهکار دیگر این است که کمترین توقف را برای فکر کردن پیرامون تصمیمات کوچک داشته باشید. می‌خواهید یک جفت کفش برای خودتان بخرید، تصمیم بگیرید در اولین فروشگاهی که وارد شدید این خرید را عملی کنید، نه اینکه به چند فروشگاه مراجعه کنید و از بین گزینه‌های متعدد، یکی را انتخاب کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *