انعطاف پذیر باشیم یا تمرکز کننده؟

انعطاف

انعطاف دارید یا سرسخت هستید؟ مثلاً یک روز صبح که به سر کار می‌روید مسیری را طی می‌کنید که همیشه از آن به محل کار می‌رسیدید، اما امروز در میانه راه متوجه می‌شوید که یکی از خیابان‌های محل عبور شما مسدود است، در این صورت چکار می‌کنید؟

آیا می‌ایستید تا مسیر باز شود و مانع رفع شود، یا اینکه مسیر خود را عوض می‌کنید؟

قطعاً پاسخ شما این است که مسیر را عوض می‌کنم، حتی اگر مجبور شوم بخشی از مسیر را برگردم، چون می‌خواهم به موقع سر کار برسم.

این تصمیمی است که به طور روزمره زیاد به آن متوسل می‌شویم، اما به آیا این معنی است که هیچ برنامه‌ای برای رسیدن به مقصد نداشته‌ایم؟ اصلاً اینطور نیست، ما برنامه داشته‌ایم اما علت مهمی باعث شده برنامه‌مان را کمی تغییر دهیم تا به مقصد برسیم.

مشابه این انعطاف را باید در طی مسیر رسیدن به اهداف، از خود خرج کنیم. چون انعطاف داشتن، لازمه رسیدن به اهداف است.

یکی از چالش‌های عملکرد افراد هم همین است. گاهی ‌برنامه‌ریزی لازم برای یک پروژه یا امورات کوچک را به طور صددرصد انجام می‌دهیم، و جایی برای انعطاف لازم در آن قرار نمی‌دهیم. همین خشک و بیش از حد یکپارچه بودن، باعث می‌شود که در فعالیت‌مان ناکام شویم یا با تأخیر به هدف دست پیدا کنیم.

مثال دیگر، پُل‌ها هستند. اگر در رفت و آمدهایتان به   پُل‌ها توجه کرده باشید، می‌بینید که موقع  ساخت و سرهم کردن قطعات بزرگ پل، آنها با فاصله‌هایی در کنار هم قرار می‌دهند. این درزها، همان میزان انعطافی است که این قطعات لازم دارند تا در گرما و سرما نسبت به محیط واکنش نشان دهند و وجود این فاصله کمک می‌کند به یکدیگر فشار وارد نکنند و پل تخریب نشود.

آیا ما هم در زندگی خودمان و برای کارهایمان این درزها و انعطاف لازم را درنظر می‌گیریم؟

تمرکز یا انعطاف؟

می توانیم تمرکز متعصبانه‌ای داشته باشیم و بگوییم تنها یک راهکار و یک روند را اجرا می‌کنم تا به هدفم برسم، و ممکن هم هست که در رسیدن به هدف موفق هم باشیم، اما قطعاً در این میان راهکارها و فعالیت‌های کم هزینه تری هم وجود داشته است که می‌توانست ما را سریعتر به هدف برساند. این نگاه سنگین ما بود که نگذاشت از آن راهکارها مطلع شویم.

در واقع سوال بالا انحرافی بود و نباید بین این دو یکی را انتخاب کرد، باید حد مناسب برای هر یک را معیّن کرد و به آن پایبند بود.

ما نیاز داریم که در اجرا متمرکز باشیم، اما پس از ارزیابی، لازم است که انعطاف نشان دهیم و تغییراتی ایجاد کنیم، بعد از این تغییرات دوباره تمرکز کنیم و این چرخه را مدام تکرار کنیم.

تمرکز به ما کمک می‌کند درگیر حواشی نشویم و از اتلاف منابع جلوگیری کنیم، اما نباید آن قدر زیاد شود که ما را از جنبه‌های دیگر غافل کند.

یک اشتباه رایج

بسیاری از افراد، انعطاف داشتن را بی برنامه بودن و باری به هر جهت بودن می‌دانند، در صورتی که الزاماً اینطور نیست. ما لازم است هم برنامه داشته باشیم، هم تمرکز و هم انعطاف.

اگر به چرخ زندگی‌تان نگاهی کرده باشید، می‌بینید که جنبه‌های مختلفی برای یک حیات سعاتمندانه وجود دارد، حال اگر تنها بر یک جنبه تمرکز کنید و طبق یک برنامه خشک پیش بروید، می‌بینید که چرخ زندگی‌تان ناهمگون است و حرکتی را شاهد نخواهید بود.

گاهی لازم است برای اینکه بتوانید ‌برنامه‌ریزی‌تان را بهتر به پیش ببرید، تمرکزتان را از جنبه‌ای به جنبه‌ای دیگر منتقل کنید.

مثلاً فردی که بعد از مدتی فعالیت سخت کاری، احساس می‌کند نیاز دارد قدری تفریح کند و اوقاتی را با خانواده به سفر برود، نیاز دارد که برنامه‌اش را تغییر دهد و این کار را انجام دهد. در دراز مدت این تغییر به حصول نتیجه بهتر خواهد انجامید.

وقت انعطاف و تغییر

بسیاری از انعطاف‌ها و تغییرات لازم در حین فعالیتها نمایان می‌شوند. در ‌برنامه‌ریزی نمی‌توانیم همه چیز را صددرصد پیش بینی کنیم. اگر انعطاف نداشته باشیم، زمان تغییرات لازم را هم متوجه نخواهیم شد و از اعمال آنها نیز ناتوان خواهیم بود.

اکثر مواقع، زمان مناسب برای نشان دادن انعطاف لازم، در حین کار مشخص می‌شود. فرض کنید که تصمیم گرفته‌اید یک قاب عکس را نصب کنید. دو عدد میخ، یک چکش، یک قاب عکس، دارید و یک دیوار پوشیده شده با کاغذ دیواری در مقابل شماست. میخ اول را می‌کوبید و هنوز بخشی از آن در دیوار فرو نرفته که متوجه می‌شوید میخ کج شده، چون لایه نازک کاغذ دیواری مانع دیدن لایه بتنی پشت آن بوده است. حالا وقت آن است که انعطاف داشته باشید و در تصمیمتان تغییر لازم را ایجاد و دیوار دیگری را انتخاب کنید. شاید جای دیگری برای نصب قاب انتخاب کنید، مثلاً در یکی از طبقات قفسه کتابها یا روی یک طاقچه یا … . در نهایت تصمیم شما عملی خواهد شد، قاب عکس نصب شده، ولی در جایی که از اول هدف شما نبوده است.

آرامش روانی بیشتر

بیش از حد مقید بودن بر برنامه و انعطاف نداشتن، استرس‌ها و فشارهای مضاعف را هم موجب می‌شود. چون تصمیم‌مان این است که هیچ تغییری نداشته باشیم، ولی از سوی دیگر ذهنمان با چالشهای غیر قابل حل (لااقل در آن مقطع) مواجه شده است. اصرار و پافشاری که از سوی عوامل بیرونی هم تقویت می‌شود، باعث ایجاد و گسترش درگیری‌های ذهنی می‌شود.

اگر امکان برون ریزی این فشارها وجود نداشته باشد، این وضعیت وخیم تر شده و به افزایش سطح ناپایداری خواهد انجامید. در نهایت آنچه نصیبمان می‌شود، تشویش ذهنی، استرس و عواقب جسمی و روانی حاصل از آن است.

هیچ اشکالی ندارد اگر بگوییم: «بله، الان وقتی است که باید مسیرم را عوض کنم» و این کار را انجام دهیم.

جمعبندی:

تصمیم گیری، ‌برنامه‌ریزی، تمرکز، انعطاف و تغییر، پارامترهایی هستند که باید در جای خود، و برای دست یافتن به بالاترین عملکرد، بکار گیری شوند.

باید برای انجام بهتر کارها تصمیماتی اتخاذ کنیم و برنامه‌ای تدوین کنیم، اما در عین حال انعطاف لازم را در زمان خاصش داشته باشیم و تغییر مورد نیاز را اعمال کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *